تبليغاتX
دنیای عمو مجید
خوب ترین مرحله عشق همین است . از من تو همان چیز بخواهی که ندارم

  نامه عاشقانه مجید

جهت خواندن نامه روی نامه را سلکت کنید

گمان نمي بردم در اين شب تاريك براي كسي كه اگر او را به هر جاي عالم ببندند وصله ي ناجور عالم است ، كاغذ بنويسي
چندين ساعت است چيز مي نويسم . حس مي كنم خونريزي هاي مهمي عن قريب مي خواهد در عالم رخ بدهد . چرا از اين ستاره آتش مي بارد ؟ چرا همه جا به ساحت جنگ مهيبي تبديل يافته است
نمي دانم اين خيال از كجا در من قوت يافته است . وقتي كه يك ساعت قبل براي انجام كاري اتفاقا از يك معبر پر جمعيت اين شهر ( لاله زار ) عبور مي كردم دلم مي خواست كور باشم تا شكل و هيكل ناپسند انسان را نبينم . كر باشم . صدايش را نشنوم . يك وجود آشفته و ياغي و فراري از مردم ، مثل من ، وجودي است كه طبيعت بدتر از آن را پرورش نداده است
فكر مي كنم با چه چيزي مي توانم زندگي را دوست بدارم : به يك جا دست مي گذارم دستم به شدت مي لرزد . پا مي گذارم . زير پايم زلزله ي شديدي احداث مي شود
اگر مدت هاي مديد با من زندگي كرده بودي از حالات يك شاعر تعجب نمي كردي
 گل كم طاقتي را كه نمي توان به آن دست زد و آن را چيد ، آن گل ، قلب شاعر است
چرا مثل يان ابر منقلب نباشم . مثل اين ابر گريه نكنم ؟ چرا مثل اين ابر متلاشي نشوم ؟
نه ، نه ! اگر زندگاني براي باور كردن و دوست داشتن است من مدت ها باور كرده ام و دوست داشته ام . مدت ها راست گفته ام و دروغ شنيده ام . حال بس است
 آن چه بنويسم جز پريشاني چيزي از جبهه ي آن احساس نخواهي كرد . پس خاموش مي شوم
دوستار مهجور تو

    مجید

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم شهریور 1384ساعت 22:44  توسط مجید   | 

آسمان فلوریدا از هواپیما ... نزول ... نور . 

تلخي انتظار را به اميدي که خواهد آمد مي توان تاب آورد .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم شهریور 1384ساعت 22:12  توسط مجید   | 

آغازِ تو !

شايد اينبار سلام آغازدوستي نبود
راستي يادت مي آيد
چه ساده شروع شد
به سادگي يك سيب شايد
يادت مي آيد
گفتم "دوست جون "
گفتي" جون "
به دلم نشست
چقدر هم!
به دل تو نيز پيشتر نشسته بود
گفتم
گفتي
وشايد به همين سادگي
من شدم دوست تو
تو شدي دوست من
دو دوست كاملا نو
كاملا متفاوت
اززندگي گفتم
از زندگي گفتي
و زندگي كرديم
خنديدي
خندانديم
و زندگي به مرور
با لبخند هاي شيرين من و تو
جريان گرفت
سكوت كردم
سكوتم را شكستي
و من
با تو از سبزي ها گفتم
و تو
با من از تمام رنگ ها
و من
امروز
درست زير اين همه برف
كه از آسمان
آرام آرام بر من مي بارد
خودم را مرور مي كنم
و حرفهاي سبز تورا
صداي تق تق حضورت مي آيد
آدمكت روشن مي شود
و من سلام مي كنم
مي نويسم
:مي بيني دوست جون
 برف مي بارد
تو مي گويي
دستهايت سردند
هوا سرد است
آنقدر كه افكار ادم هم
از پشت پنجره يخ مي زنند
و تو مي خندي
و من نيز

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم شهریور 1384ساعت 21:41  توسط مجید   | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم شهریور 1384ساعت 21:3  توسط مجید   | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم شهریور 1384ساعت 20:59  توسط مجید   | 

ماه من

 

         آه آن لحظه که چشمانت را

مي گشايي ومي تاباني

قلب من مي بخشد...

همه آواي تپش هايش را

به تپش هاي تو سبز

قلب من هر تپشش ،

هر تپشش

از سبزي توست

آه آن لحظه كه لب هايت را مي گشايي

و به من مي بخشي...

همه لبخند و نفسهايت

آه آن زمان زندگي من ازتوست

آه اي روشني ماه از تو

اي خود ماه همه شبهايم

هيچ مي دانستي

بوسه هايم نفست مي بخشد

و صدايت...

نام من را تو به آواز بخوان

نام من را تو به فرياد بگو

ماجده.1382

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم شهریور 1384ساعت 14:13  توسط مجید   | 

                                                 

                                                                    با عبور تو              

يك ستاره از مدار چشم من گذشت                                 

رفت ، آن طرفتر از تمام لحظه ها                                         

رفت، تا بهار را بياورد                                                                        

رفت تا پرنده را صدا كند   

رفت تا

روزهاي خالي مرا پر از خدا كند                                            

رفت ومن                                                      

غرق بي بهانگي شدم                                             

با عبور تو يك ستاره از مدار چشم من گذشت

با عبور تو              

يك ستاره از مدار چشم من گذشت                                 

رفت ، آن طرفتر از تمام لحظه ها                                         

رفت، تا بهار را بياورد                                                                        

رفت تا پرنده را صدا كند   

رفت تا

روزهاي خالي مرا پر از خدا كند                                            

رفت ومن                                                      

غرق بي بهانگي شدم                                             

با عبور تو يك ستاره از مدار چشم من گذشت

رفت و آنطرف تر از تمام لحظه هاي من غروب كرد                                             

...رفت و هيچگاه بر نگشت

1371

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم شهریور 1384ساعت 14:8  توسط مجید   | 

 

معنی عشق .

به من گفتی که باران باش باران شودم بردل اسیرباریدم

به من گفتی که دریا باش دریاشودم ومثال سیل جوشیدم

گفتی که چراغی باش درسینه خاموشم مهتاب شودم درون دل تابیدم

گفتی که برای لحظه ای عاشق باش عاشق شدم ازجداییت رنجیدم

گفتی که مثل باد پاییزی باش پاییزشودم زدردعشق نالیدم

گفتی مثال لیلی هاباش بی من سفرکن به پایان جهان

ازلحن صدایت سخت رنجیدم گفتم که چه خوب عشق رافهمیدم.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم شهریور 1384ساعت 13:28  توسط مجید   | 

سلام

دوستان خوبم  رفیق رفقای من

امیدوارم که حال همتون خوب باشه ورای خودتون را مفد نداده باشید

من که رای ندادم

خبر مهم اینکه وام مسکن من جور شده وبا حل این مشکل بزرگ دنیای مشکل کوچک برایم بوجود آمد

من دارم میروم مرخصی وتا مدت یکی دو ماهی نیستم

منتظر نظرات مفید شما بازدید کننده خوب هستم

کوچیک همه با صداقتا  مخصوصا حدیث

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1384ساعت 15:32  توسط مجید   | 

 

پيشگيري از استئوپروز در زنان و دختران جوان

Osteoporosis

مطالعات جديد نشان ميدهد که مصرف کلسيم و جذب آن توسط استخوانهاي جوان در دختران احتمال ابتلا به عارضه پوکي استخوان را کاهش مي دهد .

پوکي استخوان بيماري است که طي آن استخوان ها به شدت پوک و تو خالي شده و مستعد ترک خوردن و شکستگي مي شوند و به کندي بهبود پيدا مي کنند و اغلب اين امر منجر به انحناي ستون فقرات مي شود .

در اين مطالعات که براي اولين بار ردپاي تأثيرات کلسيم بر روي تراکم استخوان ها در دختران ۸-۱۳ ساله مورد بررسي قرار گرفت ، نشان داده شده است که تلاش براي پيشگيري از ابتلا به پوکي استخوان که يک بيماري دوران کهنسالي در ميان زنان است در واقع بايد پيش از رسيدن به سن بلوغ آغاز شود .

نتايج اين پژوهشها که در مجله آمريکايي تغذيه کلينيکي منتشر شده نشان مي دهد مصرف مقادير قابل توجهي از کلسيم در سنين پيش از نوجواني در دختران در پيشگيري از شکستگيها و آسيبهاي استخواني و ابتلا به پوکي استخوان در سالهاي بعدي زندگي تأثير زيادي دارد . چرا که بخش عمده چگالي و تراکم استخواني در طول اين دوره از رشد شکل مي گيرد . از اين رو اين سن ممکن است مهمترين زمان نياز به کلسيم بالا در دوره زندگي زنان باشد .

به گفته محققان پيشگيري از ابتلا به اين بيماري نه تنها نحوه زندگي زنان را در جامعه بهبود مي بخشد بلکه مي تواند از مصرف هزينه هاي درماني اضافي و مراقبتهاي بهداشتي جلوگيري کند .

يک اسکلت بندي محکم در سن نوجواني و جواني مي تواند اطمينان از سلامت استخواني در سنين بالاتر را حاصل کند .

اين محققان خاطر نشان کردند که ميزان نياز بدن به کلسيم به اندازه و سايز بدن خود فرد بستگي دارد به طوري که افراد بلند قد بيشتر از افراد کوتاه قد به اين ماده مصرفي نياز دارند .

لازم به ذکر است ، شير و لبنيات ، مغز دانه هايي مثل بادام ، فندق ، کنجد و سبزيهائي نظير برگ تربچه ، جعفری ، کلم منابع خوب کلسيم هستند .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم خرداد 1384ساعت 22:39  توسط مجید   | 


تا حالا به نوع بله گفتن خانومها سر سفره عقد دقت کردين؟ بسته به گرايش يا علاقه هر کسي يه جور بله ميگه.
مثلا:
عروس عادي : با اجازه بزرگترها بله (اين اصولا مثل بچه آدم بله رو ميگه و قال قضيه رو ميکنه.)
عروس لوس: بع..........له... (عروسهاي لوس رو بايد فقط سپرد به داماد و حجله...)
عروس زيادي مؤدب: با اجازه پدرم، مادرم، برادرم، خواهرم، دايي جون، عمه جون،...، زن عمو کوچيکه، نوه خاله عمه شکوه، اشکان کوچولو، ... ، مرحوم زن آقاجان بزرگه ، قدسي خانوم جون ، ... ، ... (اين عروس خانوم آخر هم يادش ميره بگه بله واسه همين دوباره از اول شروع ميکنه به اجازه گرفتن ... !)
عروس خارج رفته: با پرميشن گريت ترهاي فميلي ... اُ يس (اين هم بايد به سرنوشت عروس لوس برسه تا شايد آدم بشه)
عروس خجالتي: اوهوم (قابل توجه بعضيا)
عروس پاچه ورماليده: به کوري چشم پدر شوهر و مادر شوهر و همه فک و فاميل اين بزغاله (اشاره به داماد) آره.... ( وضعيت داماد کاملا قابل پيش بيني است)
عروس رشتي: اووو اگر اهالي محل موافقند بنده مخالفتي ندارم
عروس هنرمند: با اجازه تمامي اساتيدم، استاد رخشان بني اعتماد، استاد مسعود کيميايي، ...، اساتيد برجسته تاتر، استاد رفيعي، ... ، مرحوم نعمت ا.. گرجي ، شير علي قصاب هنرمند، روح پر فتوه مرحومه مغفوره مرلين مونرو، مرحوم مارلين ديتريش، مرحوم مغفور گري گوري پک و ... آري ميپذيرم که به پاي اين اتللوي خبيث بسوزم چو پروانه بر سر آتش ... ( تو که مادر منو **** اين ستاره ها يه حرف بدي بود که داماد به عروس زده بود ما هم سانسورش کرديم)

عروس داش مشتي: با اجزه بروبکس مُجلي نيست من که پايه ام ... (با عرض تشکر از داش اسي عزيز)
عروس زيادي مؤمن و معتقد: بسم ا.. الرحمن الرحيم و به نستعين انه خير ناصر و معين ... اعوذ با... منم شيطان رجيم يس و القرآن الحکيم .... الي آخر .... ( و در آخر ) نعم (دلم به حال داماد مفلوکِ خاک بر سر ميسوزه که احتمالا توي حجله عروس خانوم يه دور براش مفاتيح رو ختم ميکنه تا بعد ... استغفر ا...)
عروس فمنيست: يعني چي؟! چه معني داره همش ما بگيم بله ... چقدر زن بايد تو سري خور باشه چرا همش از ما سؤال ميپرسن ! ... يه بار هم از اين مجسمه بلاهت (اشاره به داماد) بپرسين ... (اصولا اين قوم فمنيست جنبه ندارن که بهشون احترام بذارن و يه چيزي ازشون بپرسن ... فقط بايد زد تو سرشون و بهشون گفت همينه که هست ميخواي بخواه نميخواي هم چيز لقت)
***

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم خرداد 1384ساعت 22:28  توسط مجید   | 

هر زمانی که گیتار میبینم به یاد برادرم و دوست خوبم حدیث

می افتم      حدیث من هرجایی هستید    خوش و سلامت باشی


خواهم تو شوي
محبوب دلم
چون نرگس من
ديوانه من
رويت رخ من
سويت ره من
هستي چو بهشت
کاشانه من
پروانه من
پروانه من
بي تو چه کنم
مستانه من
اواي تو شد
هم نغمه من
اي لاله من
بردي دل من

پروانه من
پروانه من
بي تو چه کنم
مستانه من
اواي تو شد
هم نغمه من
اي لاله من
بردي دل من
2***********************************************
روياهاي من قريه ايست قديمي
تو مشتي سايه اما صميمي
قريه من به جاي فولاد
چشمه رو مي پرستيد چشمه رو مي پرستيد
قريه من خوب و صميمي
دلچسب و زيبا شعري قديمي
اما دستي زرد آمد ز دوزخ
آتش زد بر اين قريه من
با مشتي فولاد چشمه رو دزديد
بدس به سايه دادش به خورشيد
قريه من روياي من بود
اون چشمه خوب دنياي من بود


*******************************************************

3
رنگ چشمهاي تو بارونو بيادم مياره
وقتي نيستي زندگي فرقي با زندون نداره
قهر تو تلخي زندونو بيادم مياره
زنده ياد فريدون فروغي


من نيازم (نمازم)تو رو هر روز ديدنه
از لبت دوست دارم شنيدنه

تو بزرگي مثل اون لحظه که بارون ميزنه
تو همون خوني که هر لحظه تو رگهاي منه
تو مثل خواب گل سرخي لطيفي مثل خواب
من همونم که اگه بي تو باشه جون ميکنه

من نيازم (نمازم)تو رو هر روز ديدنه
از لبت دوست دارم شنيدنه

تو مثل وسوسه شکار يک شاپرکي
تو مثل شوق رها کردن يک بادبادکي
تو هميشه مثل يک قصه پر از حادثه اي
تو مثل شادي خواب کردن يک عروسکي

من نيازم(نمازم) تو رو هر روز ديدنه
از لبت دوست دارم شنيدنه

تو قشنگي مثل شکلهايي که ابرها ميسازند
گلهاي اطلسي از ديدن تو رنگ ميبازند
اگه مردهاي تو قصه بدونن که اينجايي
براي بردن تو با اسب تنلندر ميتازند

من نيازم (نمازم)تو رو هر روز ديدنه
از لبت دوست دارم شنيدنه
تن تو ظهر تابستونو بيادم مياره
رنگ چشمهاي تو بارونو بيادم مياره
وقتي نيستي زندگي فرقي با زندون نداره
قهر تو تلخي زندونو بيادم مياره
زنده ياد فريدون فروغي


من نيازم (نمازم)تو رو هر روز ديدنه
از لبت دوست دارم شنيدنه

تو بزرگي مثل اون لحظه که بارون ميزنه
تو همون خوني که هر لحظه تو رگهاي منه
تو مثل خواب گل سرخي لطيفي مثل خواب
من همونم که اگه بي تو باشه جون ميکنه

من نيازم (نمازم)تو رو هر روز ديدنه
از لبت دوست دارم شنيدنه

تو مثل وسوسه شکار يک شاپرکي
تو مثل شوق رها کردن يک بادبادکي
تو هميشه مثل يک قصه پر از حادثه اي
تو مثل شادي خواب کردن يک عروسکي

من نيازم(نمازم) تو رو هر روز ديدنه
از لبت دوست دارم شنيدنه

تو قشنگي مثل شکلهايي که ابرها ميسازند
گلهاي اطلسي از ديدن تو رنگ ميبازند
اگه مردهاي تو قصه بدونن که اينجايي
براي بردن تو با اسب تنلندر ميتازند

من نيازم (نمازم)تو رو هر روز ديدنه
از لبت دوست دارم شنيدنه

http://www.iransong.com/singer/60.htm

 

چرا وقتي که آدم تنها ميشه
غم و غصه اش قد يک دنيا ميشه
ميره يک گوشه پنهون ميشينه
اونجا رو مثل يه زندون ميبينه
غم تنهايي اسيرت ميکنه
تا بخواي بجنبي پيرت ميکنه
وقتي که تنها ميشم اشک تو چشام پر ميزنه
غم مياد يواش يواش خونه دل در ميزنه
ياد اون شب ها مي افتم زير مهتاب بهار
توي جنگل لب چشمه مي نشستيم من و يار
غم تنهايي اسيرت ميکنه
تا بخواي بجنبي پيرت مي کنه
ميگن اين دنيا ديگه مثل قديما نمي شه
دل اين آدما زشته ديگه زيبا نمي شه
اون بالا باد داره زاغه ابرا رو چوب ميزنه
اشک اين ابرا زياده ولي دريا نميشه
غم تنهايي اسيرت ميکنه
تا بخواي بجنبي پيرت مي کنه


روياهاي من قريه ايست قديمي
تو مشتي سايه اما صميمي
قريه من به جاي فولاد
چشمه رو مي پرستيد چشمه رو مي پرستيد
قريه من خوب و صميمي
دلچسب و زيبا شعري قديمي
اما دستي زرد آمد ز دوزخ
آتش زد بر اين قريه من
با مشتي فولاد چشمه رو دزديد
بدس به سايه دادش به خورشيد
قريه من روياي من بود
اون چشمه خوب دنياي من بود

سقف خونم طلاي ناب
زير پاهام حصير سرد
تو دست من سيب گلاب
اما دلم پره ز درد
مثل درخت بيدکي
تکيه مو دادم به کسي
شدم درختي تو کوير
تنها و خشک يک اسير
اما يه روزگاري بود
پدر بزرگمون مي گفت
بهشت همين دنياي ماست
عشق و صفاست
اما کجاست
مثل درخت بيدکي
تکيه مو دادم به کسي
شدم درختي تو کوير
تنها و خشک يک اسير
مي خوام ديگه رها باشم
ساده و بي ريا باشم
زمينمو شخم بزتم
نه بد باشم نه خوب باشم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم خرداد 1384ساعت 22:10  توسط مجید   | 

 

به نام خدای احساس و عاطفه                        

 

هرگزلبخند را ترک نکن حتی وقتی که نارا حتی زیرا ممکن ا ست کسی عاشق لبخند تو  شود.

................................................................................................

بگذارید و بگذرید.

 ببینید و دل نبندید.

  چشم بیندازید و دل نبازید.

  که دیر یا زود باید گذاشت و گذشت.                        

                                                                              امام علی(ع)

...............................................................

عشق رسیدن به درکی چنان کامل ا ست که خود را پاره ای از دیگری بدانی

او را بپذیری انگونه که هست نه به گونه ای که تو می خواهی عشق سرچشمه پیوند است.

...............................................................

خدایا داده و نداده ات را شکر که دادنت نعمت ا ست و نداد نت حکمت.

...............................................................

 راست گفتی عشق خوبان ا تش ا ست                سخت می سوزد و لیکن دلکش ا ست.

...............................................................

دوست واقعی کسی ا ست که دست تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس کند.

...............................................................

به عشق برخوردم به ان واژه غریب به ا ن حس مبهم کم یاب پرسیدم ؟؟!!

چیستی ای تنها امید دهنده قلب های نا امید

چیستی که همه  را در وجود خود نیست می کنی و به سوی یگا نگی ا ن محبوب می کشانی ؟

گفت من چیزی جز وجود نا متناهی او نیستم

تو عاشق و او معشوق پس عشق بزرگترین کم یاب عالم و بزرگترین وجود ا ست که فقط ا و می داند و بس.....                             

...............................................................

.خدایا من در کلبه فقیرانه خود چیزی دارم که تو در عرش کبریای خود نداری من چون تویی دارم و تو چون خود نداری.                                                                                                                                                امام سجاد(ع)

............................................................... 

دوستی ا ن ا ست که پایدار باشد نه ا ینکه مخصوص یک زمان باشد.

...............................................................

خوشبختی تنها  در یک چیز است ان که زندگی را به دلخواه خود بگذرانی.

................................................................  

خدایا به هر راهی رفتم قومی  دیدم  گفتم خدایا مرا به راهی ببر که من با شم و تو باشی و خلق را در ان راه نباشد .

راه اندوه پیش پایم نهاد.

  گفت:اندوه باری گران ا ست که خلق نتوان کشید.

 

                                                         با ارزوی خوشبختی دوست خوبم مجید

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم خرداد 1384ساعت 0:56  توسط مجید   | 

                                           باران زاي آبي
+ نوشته شده در  شنبه هفتم خرداد 1384ساعت 18:34  توسط مجید   | 

                          

+ نوشته شده در  شنبه هفتم خرداد 1384ساعت 18:32  توسط مجید   | 

+ نوشته شده در  جمعه ششم خرداد 1384ساعت 10:4  توسط مجید   | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1384ساعت 23:19  توسط مجید   | 

چگونه جذاب باشيم
قبل از هر چيز بايد به اين نکته توجه داشته باشيم که جذابيت چيزجـــــدايي از زيبايـي اســـــت
يک فر مي تواند چهره خيلي زيبايي نداشته باشد ولي فوق العاده جذاب باشـــــــــد و همچنين
مي تواند خيلي زيبا باشد ولي اصلآ جذاب نباشد و معلومه کدام يک از اينها دوست داشتني تر است . جذابيت و گيرايي يک ويژگي کسب کردني و بدست آوردني است که بـــعضيها آگاهانه يا ناآگاهانه آنرا بدست مي آورند وبه آن دامن ميزنند

حالا ببينيم چگونه ميشود جذاب بود

ظاهري آراسته داشته باشيد :
مرتب باشيد .تميز باشيد.هماهنگي و پاکيزگي شما، نا خـــــــود آگــــــاه شما را جذاب مي کند
بعضي ها به غلط و بر اساس تصويري نادرست ، براي جذاب شدن با بدبختي به فرمهاي عجيب و غريب لباس مي پوشند.
آنچه مهم است اين است که مرتب و تميز و هــــــماهنگ و در عيـــــــــــــــــن حــال ساده باشيد
تميزي و اطوي لباس شما ، تاثير رواني خاص روي افراد مي گذارد
کساني که به ظاهر و آراستگي خود ، توجهي ندارند از جذابيت و نفوذ و تاثيرگذاري خــــــود
کاسته اند. کثيف بودن - ژوليده بودن و نامرتب بودن حتي حرفهاي قشنگ و درست و مثبت شما را بي مقدار و خفيف مي کند

بيشتر سکوت کنيد :
غالبآ افراد براي اينکه جذابتر شوند ، بيشتر شلوغ ميکنند و به خطا مي روند.سکوت يک تاثير
ذهني و رواني مي گذارد. در سکوت ، فرد ، پيرامون خود خلاء ايجاد مي کــــند و هر خلايي ، جذابيت را سبب مي شود
اساسآ آنچه جذب و جذابيت را سبب مي شود خلاء است.
آنها که بيشتر صحبت مي کنند و فراوان حرف مي زنند از جذابيت خود مي کاهند.ضـــــــمن آنکه سکوت و گوش دادن بيشتر ، به واقع شما را عاقلتر و با تجربه و قابل اطمينان تر معرفي مي کند که زمينه اي مساعد براي صميميت است.

نرم و ملايم سخن بگوييد :
وقتي نرم و ملايم سخن مي گوييد ، جذاب و محبوب مي شويد . جذابيـــــت به تقلا و تکاپو
نياز ندارد به خلاء ، آرامش و ملايمت مرتبط است.جيغ نزنيد. داد و هوار نــکـــــنيد. خود را به
در و ديوار نکوبيد .
آدمهاي عصبي و خشن و داد و هواري براي صميميت ، نا منــــــــاسب و غير قابل اعتمادند.

فرد محترمي باشيد :
بي احترامي به خود ، به ديگران و بي احترامي و بي ادبي در کلام و رفتار همه از جذابيت شما مي کاهد. شما هم در ظاهر آراسته ايد و هم در باطن وارسته ايد . افراد مودب و متين و محترم بي ترديد جذابند و اين جذابيت از درون موج مي زند
کساني که به هتاکي و ناسزا گفتن زبان مي گشايند و به تحقير و تمسخر ديگران مشـــغولند ، شايد به ظاهر جذابيتي کمرنگ داشته باشند اما اين جذابيت جنبه رواني ندارد و تاثــــير ذهني مطلوبي نمي گذارد.
محترم و مودب و با شخصيت باشيد ، خود به خود جذاب مي شويد.

زياد شوخي نکنيد اما فراوان تبسم کنيد :
شوخي کردن فراوان از انرژي ذهني و جذابيت شما مي کاهد چراکه شوخي فراوان به تـــدريج مرزهاي بايسته را از بين مي برد ، به تکاپوي فراوان شما مي انجامد و صحبت بسيار به دنبال دارد و چه بساکه به بي احترامي خود و ديگران منجر مي شود.
متبسم باشيد که تبسم به چهره شما جذابيتي عميق و ژرف مي بخشد.
در تبسم ، سنگيني و متانت است و جذابيت . ولي در خنده و شوخي فراوان ، سبکي
است و کاهش جذابيت

قاطعيت يعني جذابيت :
کساني که شخصيت قاطعي دارند ، هدفهاي مشخص و ارزشهاي معين و برنامه مدوني دارند بي استثنا جذابند. کساني که قدرت نه گفتن دارند و بازيچه اين و ان نمي شـــــــوند ، جذابند
اين موضوع بيش از همه شيوع دارد که عدهاي از هدفها و برنامه ها و خواسته هـــــــــاي خود
مي گذرند و خود را فداي اين وآن مي کنند و مي خواهند اينگونه جذاب و محبوب بــــــــــاشند.
اما هميشه مي بينيم ، شخصيتهايي جذاب و تاثير گذارند که بسيار مصمم هسـتند و اعـتماد
به نفس دارند به دنبال هدفي مشخص و معين با اعتماد به نفس عالي ، بودن و قـــــــــدرت و شهامت نه گفتن ، داشتن به هر آنچه که ما را از ارزشها و ارمانهاي عاليمان باز مــــــي دارد ، شخصيت ما را مشخص تر مصمم تر و قاطع تر مي سازد که جذابيت از وجود چنين شخصيتي موج مي زند.

اميال و غرايز خود را کنترل کنيد :
کساني که شخصيت مسلط دارند و بر غرايز و اميال خود تسلط بيـشتري دارند ، کساني که بر ميل جنسي و شهوت و ميل به غذا خوردن و هيجانات و عواطف خود مسلط هستند ، جذابيت معنوي دارند . تاثير رواني مي گذارند و از وجودشان انرژي سرشااري به بيرون مي تابد

وقتي شما جذاب باشيد داراي قدرت تاثير گذاري بيشتري هستيو و پيشنهادات خوبي از هر سمت به سوي شما روانه مي شود و مي توانيد زندگي بهتري داشته باشيد
همه اينها که از جذابيت گفته شد پايه هاي صميمت هستند.
شما نمي توانيد جذاب نباشيد اما تاثير گذار و با نفوذ باشيد .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1384ساعت 22:43  توسط مجید   | 

هميشه افراط تو يک بعد از زندگی میتونه مارو از تـــــوجـه به بقيه مسائل بازداره ٬ پيدا کردن
دوست از اون نوع داغش که تو جامعه ما به ارتباط ممـنوعه معروفه نيز يکی از همين مسائله
اين تب تو دخترا به نام کميته شوهر يابی معروفه و تو پسرا هم بنام زيد کردن شناخته شده

ولی حرف من اين نيست حرف من آروم کردن اين تب يا کنترل اونه٬ يکی از مسائلی که به اين
تب دامن ميزنه فرهنگهای سنتی يا تعصبات ديرينه جامعه و شرايط روز ايرانه
الان تو ايران مده چشم بسته و الکی و خيلی جدی رو يـــچيزو ســفت و ســـــخت پافشاری و محدوديت اعمال ميکنن بعد کم کم طناب محدوديتو شل ميکنن بعد بی طرف میـشن چند وقت بعدش هم خودشون ميشن طرفدار او نظر و عقيده ٬ حالا چرا ما اين طنابو به خودمون ببندييم تا اونا سفت و شلش کنن
از راه حلهای من برای کنترل تب فوق الذکر (حال کردی آخر کلمه بود) آزادی معقول رابطه دخترو
پسره چراکه ارتباط سالمو و صمیمی و طبیعی این دو جنس میتونه :

۱ - خیلیها رو از تنهایی در بیاره چرا که میگن : ( تنهایی ریشه خیلی از فسادهاست)

۲ - موقع درس خوندن دیگه تو هپروت سیر نمیکنی چون تو یجورایی ارضاء شدی و میدونی
حالا وقت درس خوندنه نه چیز دیگه

۳ - وقتی تو یکی رو دوست داری دیگه حاضر نیستی خودتو خراب کنی و تو هرجا ٬بروبر بری
تو کار برو بچ مردم

۴ - هر وقت حوصله ات سر رفت و غمگين شدی چارهاش ی تلفن و قرار و راه انداختن بساط
شادیو خندس

۵ - سر کلاس ٬ تو مدرسه هی بيقرار نيستی که کی زنگ ميخوره تا توراه چند تا سـوژه رو برسی کنی آخرشـــــم دســـت از پا دراز تر بری خــــونه و تميرينهای رياضی فردا رو حل کنی
تو دانشگاه هم به جای زير چشمی نگاه کردن که چــــشمت درد بگيره و اسمت بد دربره بـه
استاد بيچاره که خودشو داره ج...ميده توجه ميکنی تا مملکتت رشد کنه و بهمون نــگـــــــن عقبمونده و جهان سومی

۶ - اين نوع دوستی يجور تمرين برای زندگی آينده س ديگه خيلی هم چشمو گوش بســته
باشی فايده نداره

۷ - از هر کی سوال کنی بهترين و پر هيجان ترين سالهای زندگيش روزهای که عاشق شده
و یکیرو دوست داشته

۸ - ما نماینده زنها و مردهای آینده هستیم که قدیمیا بمون میگن بچهای نسل روغن نباتی
پس بـــهــتره خــودمونو قوی کنیم و هر روز بر تجربهای زندگیمون بیافزاییم اینم یجور تجربس


خوب دیگه بدلیل کمبود وقت لوایح دیگرو به جلسات بعدی موکول میکنیم
یا علگلنگ
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1384ساعت 22:40  توسط مجید   | 

گله بعضي پسرا از بعضي دخترا
چند روز پيش تو جمع دوستان بحثي داشتيم که فکر کردم موضوعش ميتونه خيلي
بحث انگيز باشه براي همين اين جا يکم دربارش مينويسم

ميدونيد اگه يه پسر به دختر ابراز علاقه کنه چه اتفاقي ميفته يا برعکسش اگه يک دختر بخواد
به يک پسر بگه ازت خوشم اومده و ميخوام بات دوست بشم چي ميشه

بررسي تاريخي : تو همه جاها و همه زمانها به طور معمول رسم بوده اگه يک پسر از دخـتري
خوشش ميومده تن به همه چي ميداده براي بدست آوردن اون دختر هر کاري ميکرده که آقاي
مجنون و جناب فرهاد عزيز زاييده هــــمين طرز تفکر و رفتاراند و معروفه که ميگن همه جنگهاي
تاريخ يا بخاطر يک زن بوده يا يک زن بطور غــــــير مستقيم باعث اين جنگ شده ( درستي و نادرستي اين حرف به من هيچ ربطي نداره)

برگرديم به جامعه خودمون
حالت اول اگه دختر و پسر همديگرو نسبتآ بـــــــشناسن و کمي با هم آشنا باشن در صورت پيشنهاد دادن هر يک از طرفين احتمال رفتارهاي عــــجيب و برخوردهاي تند کمتره چراکه هر
فردي که اين پيشنهاد و ميده حداقل اين بررسي رو کرده که با چه عکس العملي روبر ميشه

حالت بعدي اگه دو طرف همديگرو نشناسن يا خيلي کـــم و در حـد فقط ديدن با هم آشنا باشن
بيشتر پسرا ميگن اگه يک دختر به يک پسر ابراز علاقه کنه برخـــورد پسر منطقي تره از دختره و
احتمال ابراز رفتار تند و عجيب و غريب خيلي کمه و حتي اگر پسره از دختره خيلي هم خوشش
نياد تو ذوق دختر نميزنه و سعي ميکنه يکجور که ناراحت نشه موضوع رو خاتمه بده
و کلآ احتمال رد کردن و پس زدن پسر کمتره (وجود حالت خاص رو هم در نظر بگيريد)

ولي اگه يک پسر با هزار آرزو و دلخوشي ابراز علاقه کنه واي بــــه حالي که دختره از پسره خوشش نياد اول يک نگاه مغرورانه و شاکي ميندازه به پسره و ميگه اين کيه که به خودش
اجازه داده همچين فکري درباره من بکنه من مريم مــقـــــــــدسم و پاکي وجودمو فرا گرفته
شما پسرا همتون مثل هميد(من مرده همين يک جمله دخـــترام٬ آخر روانشناسيه)و.....

تازه اگه از پسره خوشش بياد اول هوارتا ناز ميکنه و بعد خودشـو ميزنه به کوچه علي چپ
که اصلآ چيزي نشنيده و هزار تا بد بختي ديگه وجود مجنون عزيـزو ميگيره تا با حاج خانـوم
آشنا بشه و باقي ماجرا رو خودتون ميدونيد

اين مـــــطالب استثنا هم ميتونه داشـــــــته بــــاشه و بدون ناز کردن و ناز کشيدن هم مـمکنه
دو طرف با هم دوست بشن ٬ ناز کردون ناز کشيدن اشکال نداره چيزي که ميتونه مشکل ساز
باشه ســـوء استفاده خانومها از اينکه ٬ چون در اکثر موارد اين پسرا هستن که بايد قدم پيش بگزارن اونا حق دارن هر رفتاري بکنن و هر چي دوست دارن بگن

وجود چنين ديدهاي و مشاهده چنين رفتاري در بعضي موارد٬باعث شده خيلي از پسرا بيخيال اين جور دوستيا بشن و کمتر غرور خودشونو زير پا بگزارنو براي دوستي قدم پــــــــــــــيش بزارن

تا بعد...
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1384ساعت 22:38  توسط مجید   | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1384ساعت 22:36  توسط مجید   | 

         
شاید تعجب کنید      این مطالب را مطالعه کنید      بدم نیستند      واسه اطلاعات عمومیتان   خوبند 
داروهای جديد ضد ويروس ايدز آزمايش می شود

براي نخستين‌بار در جهان نمونه آزمايشي واكسن يك بيماري از خانواده ايدز در انستيتو پاستور ايران توليد شد

تحقيقات و يا ترجمه خود را برای درج در اين بخش برای ما ارسال کنيد.
وضعيت درمانی اچ. آی. وی. - ايدز در ايران
بخش اول

استاد دانشگاه جان هاپكينز
كنترل ايدز مستلزم تقويت ارتباطات بين خانوادگي است
News about HIV/AIDS صفحه نخست
Vienna - 13 Mai 2005 09:30 :به روز شده

شما چقدر درباره ايدز می دانيد؟
?How much do you know about AIDS
 
مردم بيش از بيست سال است که درباره "اچ. آی. وی." و "ايدز" هشدار داده می شوند. ايدز تا به حال جان ميليون ها انسان را گرفته است و در سرتاسر جهان هر ساله ميليون ها انسان به ويروس "اچ. آی. وی." آلوده می شوند. تاکنون هيچ راهی برای درمان قطعی آن پيدا نشده است. اطلاعات شما دراين باره چقدر به واقعيت نزديک است؟      
[... ادامه مطلب]
زنان جوان ، حدود نيمى از افراد بالغ مبتلا به ايدز جهان را تشکيل مى دهند
بر اساس گزارش جديد سازمان ملل، هم اکنون تعداد افراد بالغى که در تمامى مناطق جهان حامل ويروس بيمارى ايدز هستند به رقم ۳۷ ميليون و۲۰۰ هزار نفر رسيده که نيمى از آنان را زنان بين سنين ۱۵ تا ۴۹ سال تشکيل مى دهند.
[... ادامه مطلب]
  شمار مبتلايان به بيمارى ايدز در افغانستان ۲۸ نفر اعلام شد
 
"مانوئل سيلوا" سخنگوى دفتر نمايندگى سازمان ملل متحد در افغانستان شمار افراد مبتلا به ويروس ايدز را در اين کشور۲۸ نفر اعلام کرد.
 
  تشکيل کلاس های آموزشی برای دانش آموزان تهرانی با حضور افراد آلوده به ويروس اچ. آی. وی.
 
آموزش و پرورش تهران اقدام به برگزاری جلسه آموزشی، توجيهی برای دانش آموزان با حضور افراد آلوده به ويروس اچ. آی. وی. نمود.
◄ ايدز و مشکلات زبان فارسی!!! (English)
ترجمه فارسی، جديد!
 
 
◄ مراکز ساماندهى معتادان تزريقى در نقاط آلوده تهران تاسيس مىشود
 
 
◄ ترس و نگرانی افراد ازآلوده شدن و عدم وجود درمان برای اچ. آی. وی. ايدز
 
 
◄ مصاحبه راديو صدای آشنا (راديو به زبان فارسی در اتريش) 31 اکتبر  
 
 
◄ قيلترينگ امداد ايدز در بخش آموزشی
 
◄ پزشكان به روش جديد پاكسازي واحدهاي ذخيره خوني از ايدز و هپاتيت دست يافتند
 
 
◄ متن کامل گزارش "راديو فردا" درباره امداد ايدز
 
 
◄ سخنی چند با شما خوانندگان عزيز:
 
 
◄ يك متخصص: رشد مشكلات اقتصادي شيوع ايدز را افزايش مي دهد اغلب جوانان در پيشگيري از ايدز مهارتي ندارند
 
 
◄ بيش از 60 مدرسه تحت پوشش آموزش «سلامت نوجواني» قرار مي‌گيرند
 
  مطالب جديد سايت
 
آقای دکتر رامين زند از کانادا به سوالات اختصاصی شما پاسخ دادند. Mai. 12. 2005
 
 
راهنمای ساير بيماری های مرتبط برای استفاده افراد آلوده آماده شده است. Apr. 22. 2005
 
 
خانم دکتر مرجان هزاره به سوالات شما پاسخ دادند! Apr. 15. 2005
 
 
با همکاری خانم دکتر مرجان هزاره قسمت "برای پزشکان" آماده استفاده شده است.
Apr. 6. 2005
 
 
بخش "آميزش جنسی مقعدی" به محتوای سايت اضافه شد. جديد!
 
 
بخشی با عنوان "تست اچ. آی. وی." به محتوای سايت اضافه شد.
 
 
سوالات هفته قبل شما را خانم دکتر ميرحقانی از آمريکا پاسخ دادند.
 
 
بخش "زنان، ايدز" آماده استفاده شد.
 

تماس جنسی از راه دهان
     
جديدترين تحقيقات  ○ جديدترين گزارش ها  ○  امداد ايدز
درباره ايدز  ○ راههای پيشگيری  ○ مشاوره مجانی  ○ آموزشهای جنسی  ○ زنان، ايدز  ○ مردان، ايدز
برای بيماران  ○ برای پزشکان  ○ ارسال کارت ميل  ○ قربانيان ايدز  ○ آدرس های مستقيم
 درباره ما  ○ تماس با ما  ○ کتابخانه ما  ○ فيلم خانه ما
Copyright & licensing Disclaimer Code of ethics Privacy policy Contact us
بدنیست بدانید

امداد ايدز

ايدز و اچ. آی. وی.

انتقال و پيشگيری

تست اچ. آی. وی.

زنان، ايدز

مردان، ايدز
Home
مشاوره مجانی

آموزشهای جنسی

برای بيماران

برای پزشکان

ارسال کارت ميل

قربانيان ايدز
نظرات شما برای ما وخوانندگان بعدی مفید خواهد بود
 
 
 

 

 

IIHS

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1384ساعت 21:44  توسط مجید   | 

 

   ناقابله        دوست خوبم

25april2005

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اردیبهشت 1384ساعت 10:32  توسط مجید   | 

 

 

juli04

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اردیبهشت 1384ساعت 10:21  توسط مجید   | 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اردیبهشت 1384ساعت 10:17  توسط مجید   | 

 از اینکه از این وبلاک دیدن کردین کمال تشکر را دارم

در آینده ای نه چندان دور حتما در این ضمینه توضیح مفید برای شما و بازدید کنندگان بعدی خواهم داشت

  با تشکر

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اردیبهشت 1384ساعت 10:16  توسط مجید   | 

سلام به شما که قدم رنجه فرمودین و به وبلاک این حقیر آمدین

این وبلاک به منظور تبادل نظر و حل و فصل مشکلات جونا به خصوص جونایی که تازه ازدواج کرده اند یا تصمیم دارند ازدواج کنند وبا مشکلات این دوره زمونه از جمله اقتصاد ِ وازدواج وشغل خوب ووووووو//////....

به هر صورت این حقیر سعی در راهنمایی ومشاوره وحل و فصل این مشکلات به کمک شما دوست بازدید کننده از این وبلاک را دارم

شما با ارسال خاطرات / نظرات وپیشنهادهاتون ما را در این امر مهم یاری کنید و به خاطر داشته باشید که حتی کمترین حرفهای شما مورد برسی قرار خواهند گرفت

اگر مایل بودید میتوانید برایم عکس بفرستین تا در این وبلاک با نام شما ثبت شود

هر گونه تبلیغ را نیز در هر ضمینه ای از شما پذیرائیم

با تشکر از لطفتون

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اردیبهشت 1384ساعت 9:43  توسط مجید   |